برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
ساعت سه و نیم تاکسی بدون کولر ،هوای گرم از پنجره ی تاکسی بوی ادکلن، شلوغی مترو کنسرت عرفان طهماسبی ساعت ۱۸
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
این پست به دلیل فعال شدن مکانیسم های دفاعی حذف شد
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
مستر لپ رفت سر کار، من دراز کشیدم هنوز توی تخت. پنجره ی نیمه باز اتاق خواب و هوای نیمه ابری، ترکیب تِم آبی و سفید تو اتاق بهم حس خوبی میده. اگه بالهای پروازم مدتهاست زخمیه اما هنوز میتونم پر بزنم، مستر لپ مرحم پنهانی شده برای زخمهای پنهانم. میخوام پرواز کنم و اوج بگیرم با همین بالهای کوچیک.
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
انقدر کلافه ام دلم میخواد همه رو پاره کنم
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی
دلم میخواد آنشب بارون بیاد و صدای رعد و برقو بشنوم خیلی حس خوبی بهم میده. اما نه نه پشیمون شدم خخخخ ، چون من امشب فقط یه پتو مسافرتی دارم که بزنم روم و بخوابم. من دوست دارم وقتی صدای بارون و رعدوبرق میشنوم یه پتوی سنگین روم باشه و نور رعد و برق اتاقو روشن کنه.
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی